
خداوند برای بندگانی که تن به تسلیم جمعی او داده باشند جز خیر، تقدیر نکرده است، رسیدن به مقام قَدَر، یعنی رسیدن به عنایت نفع و خیر فرد و جامعه
حجت الاسلام محمد علی زم، در دلنوشته ای درباره درک ماه قضا و معنای قدر، چنین نوشته است: « «اهل عقل» تن به قَدَر و «اهل قلب» تن به قضا میدهند. «اهل قرب» قضااندیش و «اهل غُرب» قَدَر در پیشند.
مقدار قَدَر به عقلانیت و تلاش انسان و محاسبات او وابسته است و اندازه قضا رهین لطف و رحمت خدای تعالی است و اراده، کوشش، علم و عقل انسان، امکان راهیابی به آن را ندارد. انسان، عالِم به قَدَر و جاهل به قضاست و با تمکن عقلیاش میتواند مقدار عمر خود و کیفیت و کمیت آن را تغییر دهد. بندگان الهی در عرصه «قضا و قدر» به سه دسته تقسیم میشوند:
1- کسانی که رشد و زندگی را در عرصه عقلانیت خود جستوجو میکنند و تن به قَدَر محض میدهند.
2- کسانی که عقل و قَدَر را با قضای الهی همراه میکنند.
3- کسانی که همه قَدَر را جزوی از قضای الهی میدانند و بهجای پایبندی به جزء، خود را به کل - قضا- متصل میکنند .
ارزش آدمی در این است که خود زود و بااختیار، تسلیم قضای الهی شود، در غیر این صورت سرنوشتِ محتومِ قَدَریون، «قضا»ییشدن آنها خواهد شد. کسانی میتوانند به مقام قضا برسند که سلوک خداپیشگی را از راه خودسازی و تمرکز و تسلط بر خود گذرانده باشند. اینان کسانی هستند که به مقام «ثقه» میرسند .
مرز و تفاوت حاکمیت دینی و غیر دینی و جامعه اسلامی و غیر اسلامی را باید در فاصله بین قَدَر و قضای الهی جستوجو کرد. «حاکمیت کامل غیر دینی» در جستوجوی بهکارگیری «عقلانیت محض» است و کمال خود را بهکارگیری و بهرهگیری از اکثریت عقل جمعی جستوجو میکند و حاکمیت دینی، اقتدار و منزلت و کمال خود را در دایره قضای الهی میجوید. چنین حاکمیتی ضمن بهرهمندی از ظرفیت عقلانیت جمعی، خود را به وصف عظیم و کریم و کبیر و بیحدّ خدای خردآفرین متصف میکند. گنجایش تحمل چنین حکومت و جامعهای در برابر سختیها و فتنهها بالاست و عصبیّت، بیصبری و ناشکیبایی در جامعه اسلامی، غریبهای ناآشناست. حاکمان و دستگاههای چنین حکومتی «فاعل بالاختیار» محض هستند و از «مفعول بالاضطرار» شدن گریزان. حرکت چنین جامعهای سراسر به سوی فعل ایجابی است و کار سلبی در چنین جامعهای غریب و ناپیداست.
رمضان، ظرف دستیابی به قضای الهی است و بندگان باید در آن، عقلانیت فردی و جمعی خود را جزئی از حقیقت قضای الهی بدانند و از مرحمتها و مکرمتهای این ماه برای ورود به مدارج برتر قضای الهی بهرهمند شوند. جریانهای دینی «سنتگرا» و «غربگرا» در دوران سلطه مدیریتی خود بر جامعه اسلامی در یک طریق و هر یک به سویی، حکومت و مردم را به قضاگریزی کشاندهاند. «دینگرایان سنتی» اراده خود را بر فعل و ایمان مردم حاکم دانسته و شأن عقلانی و شکوه اختیار مردمان را نادیده میانگارند و در سوزند تا یکشبه همه را به زور، بهشتی سازند و «غربگرایان دیندار» در پی آن هستند که حقیقت اندیشه و اعمال دینی مردمان را فردی بنمایانند و حاکمیت اجتماعی را فقط به دایره عقلانیت جمعی محدود کنند.
راه نرفته ما آن است که باید در کمال بهرهمندی از عقلانیت جمعی در جستوجوی مقام قضای الهی باشیم و بدانیم که، خداوند در همه دورههای تاریخی برای بندگانی چون ما که تن به تسلیم جمعی او داده باشند، جز خیر، تقدیر نکرده است و رسیدن به مقام قَدَر، یعنی رسیدن به عنایت نفع و خیر فرد و جامعه. مقام قَدَر، نظیر صفحه شطرنجی است که بازیگرش با محاسبه فکری خود و مراقبه فکری حریف، مهرههای آن را جابهجا میکند و «قضا» نظیر بازی منچ است که با انداختن تاس به بالا، نمیتوان تشخیص داد که روی چه عددی مینشیند.
اندیشه سترگ جامعه اسلامی باید برحسب قضای الهی طراحی شود. ما از اندیشه انقلاب اسلامی و رفتار اسلامگرایی ناب که امام راحل خود را «مأمور به تکلیف میدانست و نه نتیجه» فاصله گرفتهایم و مأموریت خود را در مؤمنکردن آحاد و مجبورکردن اجتماع مسلمانان به انجام تکلیف که منتج به نتیجه دلخواه ماست، دانستهایم و تفاوت رفتار با امام انقلاب اسلامی، چنین شد که او به نتیجه خداخواهشْ رسید و ما اندر خم تکلیف خودخواه خویش، واماندهایم.»
نیایش هایتان مقبول درگاه پروردگار مهربان و بخشنده، دعا در حق دیگران و برای شفای مریضان و پایان یافتن کشتار ظالمانه انسان های بی گناه را فراموش نکنید.
برچسب:
نویسنده: raha