خرید بک لینک


یکی از مسائل مهم بعد از تولد نوزاد مسئله «رفتن» است.همه آدم ها از کارکنان بیمارستان تا تک تک افرادی که برای اولین بار بچه شما را میبینند وظیفه خودشان میدانند تعیین کنند که بچه «به کی رفته».در حالی که طبیعی است بچه شبیه پدر و مادرش باشد باز خیلی ها از این موضوع تعجب میکنند و هزار بار با صدای کشدار اعلام میکنند «وااااای کپی مامانشه!».البته ناگفته نماند که امروزه این «رفتن» به عنوان سلاح برای درآوردن حرص نزدیکان استفاده میشود.بعضی ها توی همان بیمارستان، پتو را که از روی صورت بچه برمی دارند اعلام میکنند که بچه هیچ شباهتی به مادرش ندارد و بیشتر شبیه عموی پدرش است که 10 سال پیش در سن 90 سالگی مرحوم شده.همین یک جمله برای یک کشمکش بین فامیل زن و شوهر کافیست.خیلی ها هم 9 ماه بارداری را جنگ بین ژنهای پدر و مادر تصور میکنند، موقع تولد می آیند و پیروز این جنگ را اعلام میکنند و میروند.

مرحله بعد که الان دختر من به آنجا رسیده، مرحله رفتارهاست.مدل راه رفتن، بازی کردن و کلا همه حرکات کودک باید به یک نفر نسبت داده شود.در این سن کارشناسان فامیل وظیفه دارند روزی 10 بار شباهت بین رفتارها را یاد آور شوند و اگر یکی مثل دختر من وقت نشستن یک زانویش را ستون میکند، لازم است تمام فامیل را بگردند تا نمونه اش را پیدا کنند بفهمند که بچه ام دقیقا به کی رفته.هرچه این مرجع دورتر باشد باورپذیرتر است.مثلا اگر من یا پدر بچه بگوییم که موقع خوابیدن دستمان را زیر چانه مان میگذاریم هیچکس نمیگوید «آهان پس به تو رفته» ولی اگر پسردایی مادر بچه این عادت را داشته باشد خوابیدن بچه به پسردایی مادرش رفته.این جور وقتها فقط باید آرامش خودمان را حفظ کنیم و به هیچ نظری توجه نکنیم که البته خیلی هم سخت است.من قبل از تولد دخترم تمام رفتارهای خوب و بد خودم و همسرم را دسته بندی کرده بودم و خیلی ناشیانه به همه اعلام میکردم که دوست دارم خواب و خوراک و بی خیالی دخترم به پدرش برود.حالا من به آرزویم رسیده ام ولی بقیه دست برنمی دارند از این حرف که «هیچی اش به تو نرفته!»

برچسب: نویسنده: raha تاريخ: شنبه 13 ساعت: :

صفحه بندی