
مرحله بعد که الان دختر من به آنجا رسیده، مرحله رفتارهاست.مدل راه رفتن، بازی کردن و کلا همه حرکات کودک باید به یک نفر نسبت داده شود.در این سن کارشناسان فامیل وظیفه دارند روزی 10 بار شباهت بین رفتارها را یاد آور شوند و اگر یکی مثل دختر من وقت نشستن یک زانویش را ستون میکند، لازم است تمام فامیل را بگردند تا نمونه اش را پیدا کنند بفهمند که بچه ام دقیقا به کی رفته.هرچه این مرجع دورتر باشد باورپذیرتر است.مثلا اگر من یا پدر بچه بگوییم که موقع خوابیدن دستمان را زیر چانه مان میگذاریم هیچکس نمیگوید «آهان پس به تو رفته» ولی اگر پسردایی مادر بچه این عادت را داشته باشد خوابیدن بچه به پسردایی مادرش رفته.این جور وقتها فقط باید آرامش خودمان را حفظ کنیم و به هیچ نظری توجه نکنیم که البته خیلی هم سخت است.من قبل از تولد دخترم تمام رفتارهای خوب و بد خودم و همسرم را دسته بندی کرده بودم و خیلی ناشیانه به همه اعلام میکردم که دوست دارم خواب و خوراک و بی خیالی دخترم به پدرش برود.حالا من به آرزویم رسیده ام ولی بقیه دست برنمی دارند از این حرف که «هیچی اش به تو نرفته!»
برچسب:
نویسنده: raha